تبليغاتX
پرواز

پرواز

از چه دلتنگ شدی؟ ... دل خوشی ها کم نیست!

سلام............

به همین زودی گذشت...............کی باورش می شه.............یه سال.........

رو هم رفته سال خوبی بود.........نه دیگه بی انصافی نکنیم.........سال فوق العاده ای بود

اما خدا کنه ۱۳۸۸سال فوق العاده تری باشه................برای همه........

 

می دونم اگه بگم عیدت مبارک عزیزم حالت از این

جمله ی کیلیشه ای به هم می خوره

پس می گم:

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

        عیدت مبارک عزیزم        

اینم عیدی من به تو

(منظورم این عکسه نیستا...منظورم قلبه هستش)

حالا نوبت توئه که به من عیدی بدی....... پس بم یه لبخند عاشقانه بده

 

+نوشته شده در 87/12/30ساعت0توسط قاصدک | |

در مطب دكتر به شدت به صدا درآود
دكتر گفت  در را شكستي! بيا تو..
در باز شد و دختر كوچولوي نه ساله اي كه خيلي پريشان بود به طرف دكتر دويد: آقاي دكتر! مادرم ! و در حالي كه نفس نفس مي زد ادامه داد: التماس مي كنم با من بياييد! مادرم خيلي مريض است!
دكتر گفت : بايد مادرت را اينجا بياوري ٬ من براي ويزيت به خانه كسي نمي روم.
دختر گفت : ولي دكتر من نمي توانم . اگر شما نياييد او مي ميرد.
و اشك از چشمانش سرازير شد.
دل دكتر به رحم آمد و تصميم گرفت همراه او برود. دختر دكتر را به طرف خانه راهنمايي كرد٬ جايي كه مادر بيمارش در رختخواب افتاده بود.
دكتر شروع كرد به معاينه و توانست با آمپول و قرص تب او را پايين بياورد و نجاتش بدهد. او تمام طول شب را بر بالين زن ماند تا صبح كه علايم بهبود در او ديده شد.
زن به سختي چشمانش را باز كرد و از دكتر به خاطركاري كه كرده بود تشكر كرد.
دكتر به او گفت : بايد از دخترت تشكر كني. اگر او نبود حتما مي مردي؟
مادر با تعجب گفت: ولي دكتر دختر من سه سال است كه از دنيا رفته و به عكس بالاي تختش اشاره كرد.
پاهاي دكتر از ديدن عكس روي ديوار سست شد.
اين همان دختر بود!!!
فرشته اي كوچك و زيبا!!

 

بازم نشد عکس آپلود کنم

ببخشید

 

+نوشته شده در 87/12/18ساعت18توسط قاصدک | |

یه روز می بوسمت...

فوقش خدا می بردم جهنم ...

فوقش منم می شم ابلیس ...

اونوقت تو هم به خاطر اینکه یه ابلیس بوسیدتت جهنمی

می شی ...

اونجا پیدات می کنم و هر روز می بوسمت ...

وای ... چه بهشتی می شه اون جهنم ...

 

تمام شادیهام تقدیم به:

 رفقایی که از پل نامردی رد نمی شن اما تو دریای معرفت غرق می شن...

تمام دوستای من بی نظیرن

یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟

سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟

برایش صادقانه می نویسم ...

برای آنکه باید باشد و نیست ...

آدمای بی لیاقت هم کم نیستن.اما من از زندگیم حظفشون می کنم

 

ببخشید دوستای گلم...هرکار کردم نشد عکس آپلود کنم...شما بزرگوار باشین و نظر بذارین

راستی...

یه حرف ته دلم مونده که خیلی دوست دارم فریادش بکشم

 

من خیلی خوشبختم

+نوشته شده در 87/11/03ساعت19توسط قاصدک | |

فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند

دیروز با خاطراتش مرا فریب داد

فردا با وعده هایش مرا خواب کرد

به خود که آمدم

امروز گذشته بود

 

اینم چندتا عکس خوشگل که مخصوص شما خودم ساختمشون.امیدوارم لذت ببرین

خدایا...........می شنوی؟ .........من عاشقتم.........عاشقم باش

+نوشته شده در 87/08/21ساعت22توسط قاصدک | |

مصرعی از قلب من با مصرعی از قلب تو

شاه بیتی می شود در دفتر دیوان عشق

کوچیک که بودیم فقط کفشهامون رو اشتباهی می پوشیدیم

اما حالا چی؟ تمام کارامون غلطه ... فقط کفشامونو درست می پوشیم

همیشه کسی هست که ما رو دوست داره

اما همیشه اون شخص...کسی نیست که ما آرزوشو داشتیم

من حالا آزادم...همونقدر که ۴ماه پیش بودم...حالا فقط واسه خودم و کسایی که دوسم دارن زندگی می کنم.دنیا به من یاد داد کسایی ارزش اینو دارن که دوسشون داشته باشیم...که دوسمون دارن...من فقط کسایی رو دوست دارم که دوسم دارن...دیگه دنبال رویاها نمی دوئیم...فقط از هرچی که الان دارم لذت می برم...حالا خوشبختم

ای فدای تو...به جای همه گلها تو بخند

 

+نوشته شده در 87/08/19ساعت20توسط قاصدک | |

اومده بود برای خداحافظی

خیلی خشکو جدی.حلقه ی یار جدیدش توی دستش

گفتم:منم بیام؟؟؟

گفت:نه! اونجا که من می رم جای دو نفره نه سه نفر!

گفتم: بی تو میمیرم ...

گفت:دو روز دیگه آروم میگیری! یادت می ره!

دلم شکست.هیچی نگفتم و رفتم.

برگشت . گفت:منم بیام؟

گفتم: جایی که من می رم جای یه نفره نه دو نفر...

حالا بعد از یک سال اومده و چشای خیسش به جای چشای خیسم به سنگ قبرم خیره شده ...

 

بعضی وقتا زود دیر می شه! کسایی رو از  دست می دیم که دیگه مثلشون پیدا نمی شه!

یه کاری نکنیم که بعد پشیمون شیم

من دلم گرفته!

+نوشته شده در 87/08/14ساعت0توسط قاصدک | |

سلام

سلام

سلام

اوووووووووووووووووووووووووووووووووم

چرا جواب سلاممو نمی دین؟

واجبه ها!

قهر نه دیگه! آشتی..............

می دونم قهرین که یه مدت نبودم...........اما حالا که اومدم

خب

دوباره هم چندتا متن کوتاه خوشگل!

میدونی چرا وقتی دلت می گیره گونه هات خیس می شه؟

چون خدا واسه دلداریت فرشته ها رو می فرسته تا ببوسنت

سنگینی باری خدا روی دوش ما می ذاره اونقدر نیست که کمرمون رو بشکنه.اونقدره که ما رو واسه دعا کردن به زانو در بیاره

ماه به من گفت اگه دوستت یادی از تو نمی کنه چرا تو ولش نمی کنی؟

به ماه گفتم مگه آسمون تو رو ول می کنه وقتی که نمی درخشی؟

وقتی دلم برات تنگ می شه یه ستاره از آسمون میفته پائین.اگه آسمون بی ستاره شد تقصیر توئه ها!

پاک کن ته اتد مثل عشق و دوست داشتن می مونه!

یا انقدر ازش استفاده نمی کنی که گم می شه!

یا انقدر ازش استفاده می کنی که تموم می شه!

نظر یادتون نره؟

 

 

+نوشته شده در 87/07/09ساعت22توسط قاصدک | |

سلام

.وای.

انقد دلم واستون تنگ شده بود...................

مرسی که این مدت که نبودم بیشتر از همیشه واسم اثر انگشت گذاشتین

می خوام این دفه چن تا اس ام اس بذارم روحیه هامون شاد بشه

s m s ها:

ویکتور هوگو می گه: اگه کسی رو دوس داری بهش نگو دوستت دارم

ویگتور هوگو غلط کرد

دوستت  دارم...دوستت دارم

۱+۰=۱

۰ منم و ۱ تو هستی...من باشم یا نباشم تو ۱ هستی ولی اگر تو نباشی من هیچم

چترم باز باشه یا بسته فرقی نداره...بی تو آسمون دلم ابریه

خواستم خودمو گول بزنم

همه خاطراتمو گذاشتم یه گوشه و گفتم : فراموش ...

یه چیزی ته دلم خندید و گفت: یادمه ... !

زندگی سه تا پیچ داره

تولد...عشق...مرگ

سر پیچ دوم منتظرتم که تا پیچ سوم باهات بیام

لیز خوردن یه بهونس...تا دستایی رو که دوست داری...محکمتر بگیری!

 

خب دیگه بسه تونه!

تکراری هاشو به بزرگیتون ببخشین!

 

اثر انگشت یادتون نره ها!

+نوشته شده در 87/03/12ساعت17توسط قاصدک | |

چشمان زیبایت را نرم ببند

می خواهم تو را ببریم به میعاد گاه آسمان و زمین

آری...همان افق که تو می گویی...

بستی؟

برویم...

درست روی خط افق...جلوی گوی نیمه خوابیده ی خورشید...دوتا نقطه ی سیاه به هم چسبیده می بینم...تو هم می بینی؟

دقت کن...سوار بال خیال من شو

بپر

برای رسیدن دویدن کافی نیست...بی فایده است

باید پرواز کنی

از دشتها...کوهها...دریاها...از زمان هم فراتر باش

آری...لیلاست و مجنون...باشد...همان شیرین و فرهاد که تو می گویی...شاید هم ویس باشد و رامین...

خب...خب...می دانمت...حال که می خواهی...من هستم و تو...توهستی و من...عشق است و عشق...نفس به نفس...شانه به شانه...

آری...

جایی که آسمان به زمین می رسد...افق...آنجا که از دور دیدی...همین جاست!

سرزمین من و تو...

بگذار سر بر شانه ات بگذارم...چه باک اگر باد هم به گیسوانم پرواز بیاموزد؟!

دیدی؟افق خیلی هم دور نیست...

اگر سر بر شانه ات بگذارم و دستم را بگیری آسمان به زمین می رسد...همانگونه که دیگران گفته اند...بگذار برای یکبار هم که شده دیگران درست گفته باشند!

حالا که خوندیش اگه اثر انگشت نذاری الهی هیشکی واست نظر نذاره

<این متنو خودم نوشتم>

 

 

+نوشته شده در 87/02/05ساعت1توسط قاصدک | |

از دوستایی که در مورد مطلب قبلیم نظر دادن ممنونم...

ممنوم که همدردی کردین و کمک کردین

از اونایی که اثر انگشت نذاشتن هم ممنونم

بالاخره یه کاریش می کنم

مطلب جدید

مجنون را به محکمه بردند

گفتند: توبه کن!

گفت:  خدایا! عاشقم...عاشق ترم کن!

ما را فقط به خاطر هم آفریده اند

آنسان که خواجه حافظ و شاخه نبات را

( باور کن عزیزم )

+نوشته شده در 87/01/22ساعت1توسط قاصدک | |

آخرین قانون نیوتن:

زمین هیچ جاذبه ای ندارد.............. سیب ها به خاطر تو به زمین می افتند

چون

تنها جاذبه ی زمین تو هستی ................

تکراری بود؟ایراد نداره ..به نظرمن که خیلی قشنگه.ارزش دوبار خوندن داره

***

آیی بر من چو باز مانی ز همه

معشوقه ی روز بی نواییت منم

 این دیگه خیلی بی معرفتیه به خدا...

 

+نوشته شده در 87/01/03ساعت0توسط قاصدک | |

عیدتون مبارک

 

امیدوارم امسال توی سفره تون کنار هفت سین خونتون

هفت عین هم داشته باشید

 

...عشق...عشق...عشق...عشق...عشق...عشق...عشق...

 

من به شما این هفت (عین) رو هدیه میدم

شما هم واسه من دعا کنین

باشه؟

 

+نوشته شده در 86/12/27ساعت12توسط قاصدک | |

امروز تولد دوستمه........نه..............می شه گفت تولد یکی از ۵تا بهترین دوستامه که خیلی دوستش دارم

تولدت مبارک

 

تولدت مبارک

 

تولدت مبارک

 

تولدت مبارک

 

تولدت مبارک

 

تولد تولد تولد مبارک.........

مبارک مبارک تولدت مبارک...

بیا شمعا رو فوت کن

تا صد سال زنده باشی

(توکه شمعاتو ۲روز پیش فوت کردی.........چی آرزو کردی شیطون؟)

 

+نوشته شده در 86/12/27ساعت12توسط قاصدک | |

وای باران...باران

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل من اما....

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

دل من در دل شب

خواب پروانه شدن می بیند...

مهر در صبحدمان  ... داس به دست

خرمن خواب مرا می چیند...

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور...

وای باران...باران

پر مرغان نگاهم را شست...

دوباره هم باران....فوق العاده است!!!

دریا ی شور انگیز چشمانت چه زیباست!!!

آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست!!!

+نوشته شده در 86/12/22ساعت19توسط قاصدک | |

 

سلام به شماهایی که پرواز سر می زنین.......ببخشید اینبار نه متن می زارم نه شعر.......ولی خواهش می کنم بخون...

دلم گرفته.خیلی..........

دلم واسه دلم می سوزه...نمی دونم چه فایده داره اگه بخوایم پاک یمونیم...می دونم تعبیر آدما از پاکی باهم دیگه فرق داره...اما به خدا...هرچی فکر می کنم...سودی توی این نمی بینم که من هیچ وقت با هیچ کس نباشم...چون خودم نمی خوام...چون می خوام خودمو.قلبمو.روحمو...فقط یه بار هدیه بدم...اونم فقط به یه نفر...وقتی که خوب می دونم...اونی که قرار انتخابش کنم...بدون بروبرگرد...هیچ وقت به این فکر نکرده که خودشو واسه من حفظ کنه...

از اینکه لباس احمقارو بپوشم خسته شدم...پاک بودن و خوب بودن وقتی ارزش داره که کسی باشه که قدر آدم رو بدونه...اما الان بی اهمیت ترین چیز دنیا پاکیه...دلم واسه خدا می سوزه...ادم رو به حاطر عشق خلق کرد...و ما عشق رو به لجن می کشیم که سر گرم بشیم...

از همه ی سرگرمیا بدم میاد...از همه ی کسایی که سرشون گرمه بدم میاد...

ناراحتت کردم؟...نمی خواستم توهین کنم...ببخشید!

چه دنیای مزخرفیه!     خسته شدم!

من همه جا رو گشتم.......عشق مرده....دیگه دنبالش نگرد....حالا فقط میشه براش فاتحه خوند

پس......بسم الله...

+نوشته شده در 86/12/20ساعت14توسط قاصدک | |

 

تو  را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم

به خاطر عطر نان گرم

و برفی که آب می شود

و به خاطر نخستین گناه...

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم....دوست می دارم! 

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

+نوشته شده در 86/12/16ساعت14توسط قاصدک | |

فردا روز دیگری است که بی تو بر عمر بر باد رفته ام افزوده خواهد شد...

و من طوری از خیال تو گم می شوم...

که انگار هرگز نبوده ام!

فراموشم مکن.....میمیرم از غم! 

خدا:

هرگاه می خواستی کسی به یاد تو باشد...به یاد من باش...چرا که من همیشه به یاد توام...

(سوره ی بقره...آیه ۱۵۲)

کافیه اینو باور کنیم...اونوقت می فهمیم...هیچوقت...هیچکس...هیچ جا...تنها نیست!

خدا همی مارو دوست داره......باور کن!

+نوشته شده در 86/12/14ساعت13توسط قاصدک | |