تبليغاتX

قالب و كدهاي جاوا
پرواز
از چه دلتنگ شدی؟ ... دل خوشی ها کم نیست!
 سلام
سلام

.وای.

انقد دلم واستون تنگ شده بود...................

مرسی که این مدت که نبودم بیشتر از همیشه واسم اثر انگشت گذاشتین

می خوام این دفه چن تا اس ام اس بذارم روحیه هامون شاد بشه

s m s ها:

ویکتور هوگو می گه: اگه کسی رو دوس داری بهش نگو دوستت دارم

ویگتور هوگو غلط کرد

دوستت  دارم...دوستت دارم

۱+۰=۱

۰ منم و ۱ تو هستی...من باشم یا نباشم تو ۱ هستی ولی اگر تو نباشی من هیچم

چترم باز باشه یا بسته فرقی نداره...بی تو آسمون دلم ابریه

خواستم خودمو گول بزنم

همه خاطراتمو گذاشتم یه گوشه و گفتم : فراموش ...

یه چیزی ته دلم خندید و گفت: یادمه ... !

زندگی سه تا پیچ داره

تولد...عشق...مرگ

سر پیچ دوم منتظرتم که تا پیچ سوم باهات بیام

لیز خوردن یه بهونس...تا دستایی رو که دوست داری...محکمتر بگیری!

 

خب دیگه بسه تونه!

تکراری هاشو به بزرگیتون ببخشین!

 

اثر انگشت یادتون نره ها!

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 87/03/12  |
 افق

چشمان زیبایت را نرم ببند

می خواهم تو را ببریم به میعاد گاه آسمان و زمین

آری...همان افق که تو می گویی...

بستی؟

برویم...

درست روی خط افق...جلوی گوی نیمه خوابیده ی خورشید...دوتا نقطه ی سیاه به هم چسبیده می بینم...تو هم می بینی؟

دقت کن...سوار بال خیال من شو

بپر

برای رسیدن دویدن کافی نیست...بی فایده است

باید پرواز کنی

از دشتها...کوهها...دریاها...از زمان هم فراتر باش

آری...لیلاست و مجنون...باشد...همان شیرین و فرهاد که تو می گویی...شاید هم ویس باشد و رامین...

خب...خب...می دانمت...حال که می خواهی...من هستم و تو...توهستی و من...عشق است و عشق...نفس به نفس...شانه به شانه...

آری...

جایی که آسمان به زمین می رسد...افق...آنجا که از دور دیدی...همین جاست!

سرزمین من و تو...

بگذار سر بر شانه ات بگذارم...چه باک اگر باد هم به گیسوانم پرواز بیاموزد؟!

دیدی؟افق خیلی هم دور نیست...

اگر سر بر شانه ات بگذارم و دستم را بگیری آسمان به زمین می رسد...همانگونه که دیگران گفته اند...بگذار برای یکبار هم که شده دیگران درست گفته باشند!

حالا که خوندیش اگه اثر انگشت نذاری الهی هیشکی واست نظر نذاره

<این متنو خودم نوشتم>

 

 

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 87/02/05  |
 بگو آمین

از دوستایی که در مورد مطلب قبلیم نظر دادن ممنونم...

ممنوم که همدردی کردین و کمک کردین

از اونایی که اثر انگشت نذاشتن هم ممنونم

بالاخره یه کاریش می کنم

مطلب جدید

مجنون را به محکمه بردند

گفتند: توبه کن!

گفت:  خدایا! عاشقم...عاشق ترم کن!

ما را فقط به خاطر هم آفریده اند

آنسان که خواجه حافظ و شاخه نبات را

( باور کن عزیزم )

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 87/01/22  |
 آخرین قانون نیوتن
آخرین قانون نیوتن:

زمین هیچ جاذبه ای ندارد.............. سیب ها به خاطر تو به زمین می افتند

چون

تنها جاذبه ی زمین تو هستی ................

تکراری بود؟ایراد نداره ..به نظرمن که خیلی قشنگه.ارزش دوبار خوندن داره

***

آیی بر من چو باز مانی ز همه

معشوقه ی روز بی نواییت منم

 این دیگه خیلی بی معرفتیه به خدا...

 

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 87/01/03  |
 آخرین آپ من در سال 1386

سلام............

به همین زودی گذشت...............کی باورش می شه.............یه سال.........

رو هم رفته سال خوبی بود.........نه دیگه بی انصافی نکنیم.........سال فوق العاده ای بود

اما خدا کنه ۱۳۸۷ سال فوق العاده تری باشه................برای همه........

 

می دونم اگه بگم عیدت مبارک عزیزم حالت از این

جمله ی کیلیشه ای به هم می خوره

پس می گم:

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

        عیدت مبارک عزیزم        

اینم عیدی من به تو

(منظورم این عکسه نیستا...منظورم قلبه هستش)

حالا نوبت توئه که به من عیدی بدی.......من به یه اثر انگشت قانع ام

 

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 87/01/01  |
 سال نو مبارک...1387

عیدتون مبارک

 

امیدوارم امسال توی سفره تون کنار هفت سین خونتون

هفت عین هم داشته باشید

 

...عشق...عشق...عشق...عشق...عشق...عشق...عشق...

 

من به شما این هفت (عین) رو هدیه میدم

شما هم واسه من دعا کنین

باشه؟

 

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 86/12/27  |
 تولد ریحانه جونمه
امروز تولد دوستمه........نه..............می شه گفت تولد یکی از ۵تا بهترین دوستامه که خیلی دوستش دارم

تولدت مبارک

 

تولدت مبارک

 

تولدت مبارک

 

تولدت مبارک

 

تولدت مبارک

 

تولد تولد تولد مبارک.........

مبارک مبارک تولدت مبارک...

بیا شمعا رو فوت کن

تا صد سال زنده باشی

(توکه شمعاتو ۲روز پیش فوت کردی.........چی آرزو کردی شیطون؟)

 

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 86/12/27  |
 باران...باران...باران
وای باران...باران

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل من اما....

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

دل من در دل شب

خواب پروانه شدن می بیند...

مهر در صبحدمان  ... داس به دست

خرمن خواب مرا می چیند...

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور...

وای باران...باران

پر مرغان نگاهم را شست...

دوباره هم باران....فوق العاده است!!!

دریا ی شور انگیز چشمانت چه زیباست!!!

آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست!!!

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 86/12/22  |
 بخون...نظر بده...

 

سلام به شماهایی که پرواز سر می زنین.......ببخشید اینبار نه متن می زارم نه شعر.......ولی خواهش می کنم بخون...

دلم گرفته.خیلی..........

دلم واسه دلم می سوزه...نمی دونم چه فایده داره اگه بخوایم پاک یمونیم...می دونم تعبیر آدما از پاکی باهم دیگه فرق داره...اما به خدا...هرچی فکر می کنم...سودی توی این نمی بینم که من هیچ وقت با هیچ کس نباشم...چون خودم نمی خوام...چون می خوام خودمو.قلبمو.روحمو...فقط یه بار هدیه بدم...اونم فقط به یه نفر...وقتی که خوب می دونم...اونی که قرار انتخابش کنم...بدون بروبرگرد...هیچ وقت به این فکر نکرده که خودشو واسه من حفظ کنه...

از اینکه لباس احمقارو بپوشم خسته شدم...پاک بودن و خوب بودن وقتی ارزش داره که کسی باشه که قدر آدم رو بدونه...اما الان بی اهمیت ترین چیز دنیا پاکیه...دلم واسه خدا می سوزه...ادم رو به حاطر عشق خلق کرد...و ما عشق رو به لجن می کشیم که سر گرم بشیم...

از همه ی سرگرمیا بدم میاد...از همه ی کسایی که سرشون گرمه بدم میاد...

ناراحتت کردم؟...نمی خواستم توهین کنم...ببخشید!

چه دنیای مزخرفیه!     خسته شدم!

من همه جا رو گشتم.......عشق مرده....دیگه دنبالش نگرد....حالا فقط میشه براش فاتحه خوند

پس......بسم الله...

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 86/12/20  |
 تو را ...

 

تو  را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم

به خاطر عطر نان گرم

و برفی که آب می شود

و به خاطر نخستین گناه...

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم....دوست می دارم! 

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 86/12/16  |
 فردا

فردا روز دیگری است که بی تو بر عمر بر باد رفته ام افزوده خواهد شد...

و من طوری از خیال تو گم می شوم...

که انگار هرگز نبوده ام!

فراموشم مکن.....میمیرم از غم! 

خدا:

هرگاه می خواستی کسی به یاد تو باشد...به یاد من باش...چرا که من همیشه به یاد توام...

(سوره ی بقره...آیه ۱۵۲)

کافیه اینو باور کنیم...اونوقت می فهمیم...هیچوقت...هیچکس...هیچ جا...تنها نیست!

خدا همی مارو دوست داره......باور کن!

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 86/12/14  |
 همین جوری....

 

همیشه کسی هست که تمام آرزوهاش تو هستی .......اما همیشه اون شخص همونی نیست که تو آرزوشو داشتی!!!

**چه غم انگیز**

به خدا دیدن شکستن کسی که دوسم داره برام سخته....... چیکار کنم خب؟.......دوستش ندارم!

دلم واست شور می زنه...این دلو بی خبر نذار

تورو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار...

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 86/12/12  |
 مهم
 

مهم نیست فردا چی می شه...مهم اینه که امروز دوست دارم.

      مهم نیست فردا کجایی... مهم اینه که هر جا باشی دوست دارم.

             مهم نیست تا ابد با هم نباشیم ...مهم اینه که تا ابد دوست دارم.

      مهم نیست  قسمت چی باشه...مهم اینه که قسمت شد 

                                                                     دوست داشته باشم...      

 

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 86/12/11  |
 
اگه یه روز رفتی و بر نگشتی...بهت قول نمی دم که منتظرت بمونم...ولی یک خواهش ازت دارم...

وقتی بر گشتی...یه شاخه گل سر مزارم بذار...

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 86/12/11  |
 
بعد از این هیچ دلی مثل دلم تنها نیست

خسته تر از دل من باز در این دنیا نیست!

 

 

آنگاه که خنده بر لبت می میرد

چون جمعه ی پائیز دلم می گیرد

دیروز به چشمان تو گفتم که برو

امروز دلم بهانه ات می گیرد

 

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 86/12/11  |
 
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟

شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم!

تو چیستی که من از موج هر تبسم تو

بسان قایق سرگشته روی گردابم!؟

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 86/12/10  |
 
گل نیست چنین سرکش و رعنا که تویی

مه نیست بدین گونه فریبا که تویی

غم بر سر غم ریخته آنجا که منم

دل بر سر دل ریخته آنجا که تویی

|+| نوشته شده توسط قاصدک در 86/12/10  |
 
 
بالا